لغت نامه دهخدا
تعدیات. [ ت َ ع َدْ دی ] ( ع اِ ) مأخوذ از تازی اجحافات و ظلمها و ستمها و زبردستیها. ( ناظم الاطباء ).
تعدیات. [ ت َ ع َدْ دی ] ( ع اِ ) مأخوذ از تازی اجحافات و ظلمها و ستمها و زبردستیها. ( ناظم الاطباء ).
( مصدر اسم ) جمع تعدی
ماخوذ از تازی اجحافات و ظلمها و ستمها و زبردستیها
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کریمخان با وجود نزدیکی پایتخت او به خلیج فارس به علت اشتغال به زد و خورد با مدعیان و خالی بودن از حس کشورگشایی و لشکرکشی چندان اعتنایی نسبت به جزایر و سواحل خلیج فارس نشان نداد جز یکی دو اقدام برای جلوگیری از تعدیات دزدان دریایی.
💡 پیشتر جمعیت کوچکی از کلیمیان هم در شهر ساکن بودند. بعد از آنکه «هولاکوخان» در سال ۱۲۸۵ سلسله خود را تأسیس کرد بسیاری از یهودیان به این شهر مهاجرت کردند. به دلیل تبعیضات و تعدیات فراوان جمعیت کلیمیان تبریز در دوران صفوی پراکنده شدند. هر چند در قرن ۱۹ به حضور پررنگ ایشان در عرصه فرش اشاره شدهاست. امروزه همهٔ آنها به تهران مهاجرت کردهاند.