بیایمان به معنای کسی است که ایمان ندارد و از دین و آیین محروم و بی دین است؛ این واژه در مقابل ایمان قرار دارد. بیدینی یا دینناباوری به معنای عدم اعتقاد به هیچ یک از ادیان است. این مفهوم با بیخدایی یکسان نیست. برخی افراد ممکن است به هیچ دینی پایبند نباشند، اما همچنان به وجود خدا اعتقاد داشته باشند. زمانی که بیدینی به عنوان نپذیرفتن باورهای دینی تعریف میشود، میتواند شامل بیخدایی صریح، مخالفت با دین یا انسانگرایی سکولار باشد. در صورتی که به عنوان ضدیت با دین مطرح شود، میتواند شامل روحانیستیزی، خداستیزی و مخالفت با دین باشد. اگر بیدینی به عنوان بیعلاقگی به دین بیان شود، ممکن است به خدانامهمدانی اشاره داشته باشد. همچنین، زمانی که عدم باور به اعتقادات دینی مطرح میشود، میتواند شامل دادارباوری، بیخدایی ضمنی، معنوی بودن بدون وابستگی به دین، ندانمگرایی، همهدادارباوری، خداناشناسدانی، خداناباوری، غیرخداباوری، همهخدایی، خدافراگیردانی، شکگرایی دینی و اندیشه آزاد باشد. بیدینی ممکن است گاهی شامل اشکالی از خداباوری نیز شود و این به مفهوم مذهبیای که بیدینی در مقابل آن تعریف شده، بستگی دارد.
بی ایمان
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
جملاتی از کلمه بی ایمان
بعد بهمان دین ایشان شد درست با فلان کز نسل بی ایمان برست
حیف تو باشد که بی ایمان شوی همچو شیطان راندهٔ رحمن شوی