بی ایمان
بیایمان به معنای کسی است که ایمان ندارد و از دین و آیین محروم و بی دین است؛ این واژه در مقابل ایمان قرار دارد. بیدینی یا دینناباوری به معنای عدم اعتقاد به هیچ یک از ادیان است. این مفهوم با بیخدایی یکسان نیست. برخی افراد ممکن است به هیچ دینی پایبند نباشند، اما همچنان به وجود خدا اعتقاد داشته باشند. زمانی که بیدینی به عنوان نپذیرفتن باورهای دینی تعریف میشود، میتواند شامل بیخدایی صریح، مخالفت با دین یا انسانگرایی سکولار باشد. در صورتی که به عنوان ضدیت با دین مطرح شود، میتواند شامل روحانیستیزی، خداستیزی و مخالفت با دین باشد. اگر بیدینی به عنوان بیعلاقگی به دین بیان شود، ممکن است به خدانامهمدانی اشاره داشته باشد. همچنین، زمانی که عدم باور به اعتقادات دینی مطرح میشود، میتواند شامل دادارباوری، بیخدایی ضمنی، معنوی بودن بدون وابستگی به دین، ندانمگرایی، همهدادارباوری، خداناشناسدانی، خداناباوری، غیرخداباوری، همهخدایی، خدافراگیردانی، شکگرایی دینی و اندیشه آزاد باشد. بیدینی ممکن است گاهی شامل اشکالی از خداباوری نیز شود و این به مفهوم مذهبیای که بیدینی در مقابل آن تعریف شده، بستگی دارد.
مترادفها
کافر، بیدین، ملحد
متضادها
با ایمان، مؤمن
فرهنگ عمید
بی دین، بی اعتقاد.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه ایمان ندارد فاقد دین و آیین مقابل با ایمان.
جمله سازی با بی ایمان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بعد بهمان دین ایشان شد درست با فلان کز نسل بی ایمان برست
💡 حیف تو باشد که بی ایمان شوی همچو شیطان راندهٔ رحمن شوی
💡 در برخی از داستانهای کلاسیک، شخصیت بی ایمان معمولاً با چالشهای اخلاقی بسیار سختی روبرو میشود که باعث تغییر دیدگاه کلی او در پایان داستان میگردد.
💡 او پس از گذشت سالها از اتفاقات بسیار تلخ و ناگوار زندگی، به یک فرد بی ایمان تبدیل شده بود که دیگر به هیچ نیروی برتری باور نداشت.
💡 بحثهای فلسفی پیرامون مفهوم ایمان و بیایمانی، از دیرباز در میان متفکران و فیلسوفان بزرگ جهان مورد بحث و بررسیهای بسیار گسترده و عمیق قرار گرفته است.