بورق. [ رَ ] ( معرب، اِ ) معرب بوره. یکی از عقاقیر اصحاب صناعت کیمیا. و آن بر چند صفت است: یکی بورق الخیز و قسمی دیگر که آنرا نطرون گویند و بورق الصناعة و زراوندی و این بهترین صنف بورق است. ( مفاتیح ). چیزی است مانند نمک. معرب بوره. ( غیاث ). انواع آن: بوره ارمنی، بوره زرگری، بوره خبازان و بوره زراوندی که بسرخی زند. بوره کرمانی، بوره مغربی و الوانش بسیاراست. ( از نزهة القلوب ). رجوع به بوره و بورک شود.
( اسم ) ۱ - ملح آبدار برات سدیم که فرمول شیمیایی آن میباشد. وزن مخصوصش ۱ / ۷ و سختیش بین ۲ تا ۲ / ۵ است. بور. طبیعی مز. گس دارد تنگار ملح الصناعه. براکس. ۲ - شکر سفید.
بورق (تفت). بورق روستایی در دهستان دهشیر بخش مرکزی شهرستان تفت استان یزد ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت این روستا ۹۳ نفر ( ۳۵خانوار ) بوده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 داورا ای که بهنگام مدیحت بورق بیزد از خامه مه و مهر و سهیل یمنم
💡 زحدیث درد هجران بنویسم ار حدیثی نبود شبی که کلکم بورق شرر نریزد
💡 اختر از چرخ بزیر آرد و ریزد بورق گوهر از کلک بسلک آرد و پاشد بکنار
💡 اختر از چرخ بزیر آری و پاشی بورق گوهر از بحر برون آری و ریزی بکنار
💡 اختر از چرخ بزیر آرد و پا شد بورق گوهر از کلک بسلک آرد و ریزد بکنار