فرهنگستان زبان و ادب
{grand détaché (fr. )} [موسیقی] گونه ای از اجرای منقطع که در آن زمانِ به ارتعاش درآوردن نت، بلندتر از اجرای منقطعِ معمولی است
{grand détaché (fr. )} [موسیقی] گونه ای از اجرای منقطع که در آن زمانِ به ارتعاش درآوردن نت، بلندتر از اجرای منقطعِ معمولی است
گونهای از اجرای منقطع که در آن زمانِ به ارتعاش درآوردن نت، بلندتر از اجرای منقطعِ معمولی است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست، میتوان به بهشت میتواند صبر کند، صدای بلند، احمق آمریکایی خوشتیپ، آهنگ منقطع و زمانی برای کشتن اشاره کرد.
💡 مثلاً وزن پنجوتدی یامبیک (وزنی که از تکرار پنج یامب یا پایهٔ عروضی بلندآخر به دست میآید) در شعر بهدفعات با دوبلندهها (پایههای عروضیای که شامل دو هجای بلند هستند) منقطع شدهاست.
💡 از بلندی حصن و تندی کوه منقطع گشت از زمین نظرم