برکنان
مترادفها
جداکننده، جداشونده
متضادها
متصل، پیوسته
لغت نامه دهخدا
برکنان. [ ب َ ک َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان بزنجان بخش بافت شهرستان سیرجان. سکنه آن 465 تن. ( از فرهنگجغرافیایی ایران جلد 8 ).
برکنان. [ ب َ ک َ ] ( نف مرکب، ق مرکب ) در حال برکندن. جداکنان:
همی رفت چون شیر کفک افکنان
سر گور و آهو ز تن برکنان.فردوسی.
جمله سازی با برکنان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برکنان سفلی، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بافت در استان کرمان ایران است.
💡 خروشان و جوشان و نعره زنان ابر پهلوان آفرین برکنان
💡 همی رفت چو پیل کف افکنان سر جنگ جویان ز تن برکنان
💡 همی رفت چون پیل کفک افگنان سر گور و آهو ز تن برکنان
💡 برکنان علیا، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بافت در استان کرمان ایران است.