سر گور

لغت نامه دهخدا

سرگور. [ س َ ] ( اِ مرکب ) در عبارت زیر ظاهراً بمعنی آثار قبر آجر یا سنگ که بر بالای گور مرده نهند نشانه یافتن و راه نمایاندن را: همان جایگاه دفن کردند و سرگورها کردند و ناپیدا کردندش [ مدفن علی علیه السلام را ]. ( مجمل التواریخ ).

فرهنگ فارسی

در عبارت زیر ظاهرا بمعنی آثار قبر آجر یا سنگ گه بر بالای گور مرده نهند. نشان. یافتن. راه نمایاندن.

جمله سازی با سر گور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بدرد مرده کفن را به سر گور برآید اگر آن مرده ما را ز بت من خبر آید

💡 و نيز فرمود: ((وقتى انسان را داخل قبر مى گذارند و سر گور را مى پوشانند، وحشتسر تا پاى انسان را فرا مى گيرد.) هيچ وحشتى خطرناك تر از تندخويى نيست.))(309)

💡 پس از آنکه سر گور اوزلی معاهده گلستان را بین ایران و روس واسطه شد و از راه روسیه به انگلستان بازگشت گزارشی بدولت انگلیس در باب ایران داد. در آنجا می‌گوید: «حال که خطر ناپلئون بر طرف شد و سرحدات هندوستان از تجاوز مصون ماند در این صورت باید ملت ایران را گذاشت در همین توحش و بربریت باقی بمانند.»

💡 ملکم در سال ۱۸۱۰ بار دیگر به ایران فرستاده شد اما در این زمان دولت بریتانیا تصمیم گرفته بود مستقیماً با تهران روابط دیپلماتیک برقرار کند و از این رو سر گور اوزلی به عنوان سفیر به ایران آمد.

💡 بر سر گور بدن بین روح‌ها رقصان شده تا بدیده صد هزاران خویشتن بی‌خویشتن

💡 خرپشته اتاق کوچکی در پشت‌بام، که آن را به راه‌پله متصل می‌کند. در قدیم نیز به پشته‌ای که میان آن بلند و اطراف آن سرازیر باشد به طو کلی خرپشته گفته می‌شد از جمله بلندی که بر سر گور از آجر و خاک سازند.

روضه یعنی چه؟
روضه یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز