بالا بلند

لغت نامه دهخدا

بالا بلند. [ ب ُ ل َ ] ( ص مرکب ) آخته بالا. درازقامت. ( آنندراج ). بلندقامت. درازقد. ( ناظم الاطباء ). کشیده قد. بلنداندام. طویل القامة. بلندبالا:
در آخر یکی مادیان بد سمند
قوی هیکل و تند و بالابلند.فردوسی. || مجازاً، معشوق زیبا و آخته قامت:
ز دست کوته خود زیر بارم
که از بالابلندان شرمسارم.حافظ.بالابلند عشوه گر سرو نازمن
کوتاه کرد قصه زهد دراز من.حافظ.و رجوع به بالا شود.

فرهنگ معین

(بُ لَ ) (ص مر. ) ۱ - آن که قدش دراز باشد، بلندقد، بلندقامت. ۲ - طولانی تر از حد معمول، دراز. ۳ - کامل و بدون کم و کسر.

فرهنگ عمید

بلندبالا، قدبلند، بلندقامت: ز دست کوته خود زیر بارم / که از بالا بلندان شرمسارم (حافظ: ۶۵۲ ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه قدش دراز باشد بلند قد بلند قامت مقابل کوتاه قد.
دهی از شهسوار است

جمله سازی با بالا بلند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به بالا بلند و(به) بازو قوی به رخساره ماه و به تن پهلوی

💡 گشته بر رنگینی بالا بلندان چمن پای تا سر دود آه حسرتی سرو روان

💡 یکی گرگ شده بقیه برای فرار باید در سطح بالاتری بایستند. به بالا بلندی نیز معروف است.

💡 بالا بلند او گذری کرد از چمن آب از دو دیده کرد روان سرو جویبار

💡 مسخر کرده ای بالا بلندان معانی را دگر ای شوخ چشم از عالم بالا چه می خواهی؟

کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز