گل سرنگون
مترادفها
بیهوش، از حال رفته، غش کرده
متضادها
پابرجا
لغت نامه دهخدا
گل سرنگون. [ گ ُ ل ِ س َ ن ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) گل شش پر. همچنین گیاهی است دارای پیاز و از خانواده لاله بری و از طایفه یاس بنفش.
فرهنگ فارسی
گل شپر. همچنین گیاهی است دارای پیاز و از خانواده لاله بری و از طایفه یاس بنفش.
جمله سازی با گل سرنگون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هزار خم بچشیدند و سرنگون کردند که صاف عقل گزیدند و در جنون کردند
💡 پس از سرنگونی امویان و ظهور عباسیان پایتخت خلافت اسلامی از شام به عراق (شهر بغداد) منتقل شد.
💡 به گفتهٔ لاسلو توکس، مردم انگیزهٔ اولیهٔ اعتراضشان را از یاد برده و دیگر خواستار سرنگونی نظام بودند.
💡 بادی بلند و دشمن تو باد سرنگون بادی عزیز و حاسد تو باد خاکسار
💡 هم مخالف را نوای شادی از هر گونه راست کی رواست سرنگون گردی فلک