کور و پشیمان

لغت نامه دهخدا

کور و پشیمان. [ رُ پ َ ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب ) سخت پشیمان. ( فرهنگ فارسی معین ). از اتباع، سدمان ندمان. سادم نادم. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). ورجوع به «کور و پشیمان » در ذیل ترکیب های کور شود.

فرهنگ فارسی

سخت پشیمان.

جمله سازی با کور و پشیمان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 انتخاب طبیعی یعنی فرایند ناآگاه، کور و در پایه غیرشانسی که داروین آن را کشف کرد، هیچ هوشی ندارد. اگر بخواهیم بگوییم فرگشت نقش یک ساعت‌ساز را در طبیعت بازی می‌کند، می‌توان گفت آن یک ساعت‌ساز نابینا است.

💡 تو گوش و چشم دلت بر گشای اگر جاهل دو چشم و گوش دل خویش کور و کر دارد

💡 نبی چون هر دو را سمع و بصر خواند کسی کین دو ندارد کور و کر ماند

💡 در همین دوران ابوعلی دامغانی که گرفتار قراخانیان بود درگذشت. پادگان به‌جامانده در بخارا در تابستان همان سال از نوح شکست خورد و عبدالعزیز را کور و زندانی کرد.

💡 چندین هزار جانور اندر میان بحر بنگر گهر بد انصدف کور و کررسید

💡 با توجه به روایات شیعه و اهل سنت؛ یک چشم دجال، کاملاً کور و چشم دیگر، نابینای نسبی است. برجستگی و از حدقه درآمدن، ویژگی چشم راست دجال، و درخشش همانند ستاره، ویژگی چشم چپ او می‌باشد.

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
نجات یعنی چه؟
نجات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز