کرانه جستن

لغت نامه دهخدا

کرانه جستن. [ ک َ ن َ / ن ِ ج ُ ت َ ] ( مص مرکب ) کرانه گرفتن. کرانه کردن. دوری جستن:
خبر نداری کز بس کرانه جویی و کبر
میان جانم بیرحم وار بگسستی.خاقانی.رجوع به کرانه گرفتن و کرانه کردن شود.

فرهنگ فارسی

کرانه گرفتن. کرانه کردن

جمله سازی با کرانه جستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رسمی است عاشقان را؛ هنگام نامرادی از دل کرانه جستن، جان در میان نهادن

زردوست یعنی چه؟
زردوست یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز