قران کریم، بهعنوان متن مقدس و معجزه جاویدان پیامبر اسلام (ص)، از زبانی ویژه و اصطلاحات خاص خود بهره میبرد. این کتاب آسمانی، واژهها و تعابیر را در مفاهیمی به کار میگیرد که خود آن را اراده کرده است، بیآنکه لزوماً در لغتنامههای عمومی یا عرفهای رایجِ پیشین، دلیلی بر آن استعمالها یافت شود. این شیوه، بیانگر اصطلاحشناسی ویژه قران است که کلید فهم آن تنها در خود متن قران نهفته است. چنانکه امام علی (علیهالسلام) به این اصل اشاره فرمودهاند: «بخشی از آیات قران، بخشهای دیگر را تفسیر میکند و آیات آن گواه یکدیگرند».
درک عمیق این مفاهیم قرانی، نیازمند ژرفاندیشی و کنکاش دقیق در لایههای درونی این کتاب الهی است. راه دستیابی به معانی دقیق آن، غالباً از طریق تأمل در خود آیات و مقایسه و مقارنه آنها با یکدیگر میسر میگردد و مراجعه به منابع بیرونی به تنهایی کافی نیست. بر همین اساس، استاد علامه سیدمحمدحسین طباطبایی(قدسسره) باورمند است که دلالت و راهیابی به مفاهیم قران، تنها از طریق خود قران امکانپذیر است و نمیتوان صرفاً با تکیه بر مبانی خارج از قران، به درونمایههای آن راه یافت. زیرا قران که «تبیاناً لکل شیء» است، قطعاً تبیینگر خویش نیز هست.
این نگرش، اصلِ «تفسیر قران به قران» را بهعنوان روشی معتبر و پایهای استوار در علم تفسیر مطرح میسازد. علامه طباطبایی در شاهکار تفسیری خود، المیزان، این شیوه را محور کار خویش قرار داده است. برای نمونه، واژه «اذن» در کاربرد قرانی، به معنای امکان تداوم تأثیر پدیدهها بر پایه مشیت و اراده ویژه الهی است؛ به این معنا که استمرار و دوام هرگونه افاضه و تأثیر در جهان آفرینش، وابسته به اذن و اجازه خداوند متعال است. این نمونه، گواهی بر این روش است که در آن، مفاهیم کلیدی از طریق شبکه درهمتنیده آیات، روشن و آشکار میشود.