لغت نامه دهخدا
پهلو شدن. [ پ َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) بیکسو شدن. گوشه گرفتن.
پهلو شدن. [ پ َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) بیکسو شدن. گوشه گرفتن.
بیکسو شدن گوشه گرفتن
💡 نخستین برنامه توسعه در کشور ما در سال ۱۳۲۷ با عنوان «برنامه عمرانی اول» تدوین و برای مدت ۷ سال اجرا شد؛ این برنامه از سال ۱۳۲۷ تا ۱۳۳۳ در کشور اعمال شد و حکومت پهلوی برای اجرای آن از بانک جهانی، درخواست ۲۵۰ میلیون دلار وام کرد که بانک جهانی آن را نپذیرفت. با ملی شدن صنعت نفت، اجرای برنامه عمرانی اول به دلیل کمبود بودجه متوقف شد.
💡 او ادامه داد: پس از کشته شدن جمعی از مردم عدهای مجروحين و کشته شده ها را به بيمارستان انتقال دادند كه بيشتر مصدومين به بيمارستان پهلوی سابق (پنجمآذر فعلی) انتقال يافتند.
💡 از هراتی سابقهای در زندانی شدن به دلیل مبارزه با دودمان پهلوی یا حضور در جبهههای جنگ ایران و عراق در دست نیست.
💡 ۱-شرح اسطوره ای بزرگ شدن دریای وروکشه توسط افراسیاب که سنتهای پهلوی آن را تأیید میکنند در واقع دارای نوعی رابطه با برخی حقایق یعنی انجام یک سلسه کارهای نهر کشی و آبراه سازی در کنار رودخانه هیرمند که مساحت دریاچه را گسترده کردهاست. انعکاس این عملیات در نام اوستایی خود رودخانه هلمند /هیرمند /هئتومنت به معنای "دارای سدهای بسیار" نیز دیده میشود" که به دریای کیانسه میریزد.
💡 وحشت آباد است این، زین جا سبک بیرون رویم گر به پهلو گشت باید ور به سر باید شدن
💡 رضا پهلوی در مورد کشتهشدن سلیمانی در مصاحبه با روزنامه آلمانی «دی وِلت» گفت که کشته شدن سلیمانی مانند پایان «دارث ویدر» بود! او رویدادهای اخیر پس از کشته شدن سردار قاسم سلیمانی توسط آمریکا را فرصت بزرگی برای ایران ارزیابی کرد و کشته شدن او را یک تسلای خاطر برای ایرانیان دانست.