لغت نامه دهخدا
رنگ بر رو شکستن. [ رَ ب َ ش ِ ک َت َ ] ( مص مرکب ) زرد شدن رنگ چهره از کثرت غیرت و شرم یا از کثرت بیم و خوف. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
رنگ بر رو شکستن. [ رَ ب َ ش ِ ک َت َ ] ( مص مرکب ) زرد شدن رنگ چهره از کثرت غیرت و شرم یا از کثرت بیم و خوف. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
زرد شدن رنگ چهره از کثرت غیرت و شرم یا از کثرت بیم و خوف
💡 مثلا: نقاشى منظره زيبائى را با قلم و رنگ بر روى كاغذ ترسيم مى كند، ماديها مىگويند: ماده رنگى آن موجود بوده، ولى اين منظره و اين (صورت )
💡 پتوس سبز یکی از متداولترین گونههای پتوس است و به نور کمی نیاز دارد. پتوس ابلق که از گیاهان ابلق محسوب میشود را میتوانید از رگههای طلایی و زرد رنگ بر روی پس زمینه سبز برگها شناسایی کنید. گونه ابلق پتوس برای حفظ رنگ برگهایش به نور بیشتری نیاز دارد.
💡 دستگاه ما و من بر باد حسرت رفته گیر هرچه میبندی به خود چون رنگ بر پرواز بند
💡 من و دیوانهخو طفلی که هر جا سر کند بازی دو عالم رنگ بر هم چیند و ابتر کند بازی
💡 تیره روزان را خبر از گردش سیاره نیست بشکند چون رنگ بر رخسار، مهتاب است و بس
💡 یک عکس از تیم گورتون وجود دارد که نشان میدهد پیراهنهای این تیم سیاه است و یک صلیب سفید رنگ بر روی آن وجود دارد که برای بسیاری از طرفداران نمادین است و محبوبیت زیادی در بین آنها دارد.