لغت نامه دهخدا
ذی جلالت. [ ج َ ل َ ] ( ع ص مرکب ) صاحب جلالت: خدمت ذی جلالت فلان.
ذی جلالت. [ ج َ ل َ ] ( ع ص مرکب ) صاحب جلالت: خدمت ذی جلالت فلان.
صاحب جلالت خداوند بزرگواری.
صاحب جلالت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جاه او را بخت او از آسمان برتر کشید کز جلالت جایگه بر تارک اختر گرفت
💡 36- يعنى:((فقط وجه پروردگار داراى جلالت و كرامت باقى مى ماند))، (سورهالرحمن، آيه 27)
💡 خلاصه آنچه روايات و اخبار و نظريه بزرگان دين درباره زيد رسيده است خود روشنترين برهان و محكمترين شاهد و دليل براى اثبات مقام زهد و تقوا و جلالت قدر وبزرگى منزلت حضرت مى باشد و براى كسى در زمينه پاكى و پرهيزكارى حضرتشهيچ شكى و شبهه اى باقى نمى ماند.
💡 ای ز طوفان جلالت وضع گردون یک حباب وی ز دریای ضمیرت موج اخضر یک قلات
💡 ای داوری که خاک درت دیده را جلاست صد جم بر آستان جلالت کمین گداست
💡 لشگر همگى حمد و شكر خدا را نمودند كه آنان را به مقام و جلالت حضرت عليه السلامآشنا ساخت.