خوش دست و پنجه

لغت نامه دهخدا

خوش دست و پنجه. [ خوَش ْ / خُش ْ دَ ت ُ پ َ ج َ / ج ِ ] ( ص مرکب ) خوشنواز. سازنواز نیکو. خوب ساززن. || زبردست. ماهر. خیاط خوش دست وپنجه؛ یعنی خیاط که خوب می دوزد.

فرهنگ فارسی

خوشنواز ساز نواز نیکو

جمله سازی با خوش دست و پنجه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شاخ گل کرده است در گلزار خوش دستی بلند تا بر و دوش که را از خاک خواهد برگرفت؟

💡 بر در و دیوار و سقفش جمله صورتهای خوش دست مانی برده معنیها در آن صورت به کار

💡 از نوایت گوش یاران بود خوش دست بیرون آر و گوش خود بکش

💡 بسی دست‌ها از تو شد زیر دست چه خوش دست تقدیر، دست تو بست

💡 شهریارا مجلس انس تو بستانی است خوش دست و رخسارت سحاب جود و خورشید سحا

💡 بر دیرِ خراب‌آباد خوش دست برافشانم یک شب به برم آیی گر مست و خرابیده

اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز