لغت نامه دهخدا
خودنمایی کردن. [ خوَدْ / خُدْ ن ُ / ن ِ / ن َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خود را نمودن. خود را نشان دادن. تظاهر کردن.
خودنمایی کردن. [ خوَدْ / خُدْ ن ُ / ن ِ / ن َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خود را نمودن. خود را نشان دادن. تظاهر کردن.
خود را نمودن خود را نشان دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کوهها و دره های زیبا و طبیعت بی نظیر در میان منطقه گرم جنوبی خود نمایی میکند.
💡 نیستی بیدل به داد خود نمایی میرسد عاقبت خود را به رنگ رفته پنهان کرد شمع
💡 خود نمایی پیش ما عین ریا باشد، تو نیز گر مرایی نیستی، پیدا نباید رفتنت
💡 سری در جیب کش چون قطره سیر بحر هستی کن حباب از خود نمایی سر به بالین خطر دارد
💡 بنای یک قلعه قدیمی در جنوب شرقی روستا خود نمایی میکند که به تازگی به ثبت آثار ملی رسیده است و توسط خانهای زمان گذشته که مالک روستا بودهاند بنا گردیده است و هماکنون یکی از اهالی روستا در آن ساکن میباشد.
💡 در این روستا یکی از تپههای باستانی سازمان برید در میان یونجه زارها در جنوب روستا خود نمایی میکند.