حجاج بن بدر السعدی

دانشنامه اسلامی

[ویکی اهل البیت] حجاج بن بدر السعدی از شهدای کربلاست.
حجاج از اهالی بصره و از قبیله سعد بن تمیم است. از جمله نامه هایی که امام حسین علیه السلام به مردم کوفه نوشتند نامه ای بود که به مسعود بن عمرو نوشتند. او نیز در پاسخِ نامه امام حسین علیه السلام نامه ای را بدست حجاج برای امام حسین علیه السلام می فرستد.
در آن نامه آمده است: «اما بعد، ای پسر دختر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، نامه شما واصل و از مندرجات آن اطلاع حاصل شد. ما مطیع شما هستیم. خداوند زمین را از راهنمای خیر و دلیل راه حق خالی نمی گذارد. تو امروز حجت خدا بر خلق و ودیعه او در زمین و شاخه ای از درخت وجود احمدی هستی. به جانب ما پیش آی که گردنهای بنی تمیم برای فرمان تو خم گشته و در پیروی از فرمان تو از شتر تشنه در ورود به آب مطیع تر است». حجاج پس از رساندن این نامه همچنان در رکاب امام حسین علیه السلام بود تا در روز عاشورا به فیض بزرگ شهادت نائل آمد.
برخی هم نام او را حجاج بن بدر گفته اند. نامش در زیارت ناحیه مقدسه نیز آمده است. در زیارت قائمیه وی را حجاج بن زید سعدی دانسته، فرماید: السلام علی الحجاج بن زید السعدی - عسقلانی در اصابه گوید: وی حجاج بن زید بن جبلة بن مرداس بن عبد قیس بن مسلمة بن عامر بن عبید سعدی بصراوی است تمیمی و یکی از صحابه است، والدش زید بن جبله از اشراف اسلام است.

جمله سازی با حجاج بن بدر السعدی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مصعب، از مستى پيروزى لذت چندانى نبرده بود كه حجاج بن يوسف ثقفى او راكشته سرش را مقابل خود گذاشت و به نظاره آن پرداخت. وقتى تمامى آنچه را كه اتفاقافتاده بود به حجاج گفتند وى سراسيمه از قصر خارج شده، دستور داد آن را ويرانسازند:

💡 يوسف بن عمر، دستور داد يكى از نزديكانش به نام (خراش بن حوشب ) با ديگرى قبر رانبش كردند و جسد مقدس را بيرون آوردند حجاج بن قاسم آن نازنين بدن را با طنابىروى شتر بسته به دارالعماره برد.

💡 در درالمنثور در تفسير آيه: (لا يتخذ المومنون الكافرين اولياء...) آمده كه ابناسحاق و ابن جرير و ابن ابى حاتم از ابن عباس ‍ روايت آورده اند كه گفت حجاج بن عمروهم پيمان قبيله كعب بن اشرف و ابن ابى الحقيق و قيس بن زيد، پنهان از ديگران تصميمگرفته بودند چند نفر از مسلمانان مدينه را از دين خود گمراه سازند.

💡 ذهبى مى گويد با كشته شدن عبدالله زبير، حكومت عبدالملك مروان بلا منازع گرديد. پس حجاج بن يوسف را به فرمانروايى حرمين (مكه و مدينه ) بر گماشت. او نيز كعبه را كه عبدالله زبير ساخته بود و بر اثر ضربات سنگ منجنيق ويران شده بود، خراب كرد و از نو بساخت و حجرالاسود را كه بر اثر همان ضربات سنگهاى منجنيق چند پاره شده بود، كنار هم فراهم نمود و ترميم كرد. (329)

💡 و براى اين دو هدف بزرگ نظامى تنها ارتش عراق كافى نبود و لشكرى نيز از شام درعراق به سر مى بردند، و حجاج بن يوسف به كمك همين ارتش ‍ توانست (شهر واسط) رابنا كند و پايگاه نظامى قرار دهد.(633)