حبیب به معنای دوست، محبوب و یار است. همچنین حبیب بن مظاهر اسدی یکی از شهدای کربلا بود. او از قبیله بنیاسد و از یاران نزدیک حضرت علی(ع) به شمار میرفت. حبیب از جمله افرادی بود که پس از درگذشت معاویه، به امام حسین(ع) نامه نوشتند و از او خواستند به کوفه بیاید. پس از شهادت مسلم، او به طور مخفیانه از کوفه خارج شد و خود را به امام حسین رساند و در روز عاشورا در کربلا به شهادت رسید. مزار او در حرم امام حسین(ع) و نزدیک ضریح آن حضرت واقع شده است. حبیب بن مظاهر، از قبیله بنیاسد و با کنیه ابوالقاسم شناخته میشود. در منابع مختلف، نام پدر او به صورتهای مختلفی از جمله مظاهر، مظهر و در برخی موارد مطهر ذکر شده است. مامقانی با استناد به آنچه در زبانها و زیارات مشهور است، نام مظاهر را صحیح دانسته و احتمال داده که افرادی که نام مظهر را نوشتهاند، در واقع منظورشان مظاهر بوده است، مشابه نگارشهای اسماعیل و اسحاق که به اسماعیل و اسحاق خوانده میشوند. اما سید محسن امین بر اساس آنچه در نسخههای قدیمی کتابها آمده، نام مظاهر را صحیحتر میداند و معتقد است که مظاهر با ضبط قدما مغایرت دارد.
حبیب
لغت نامه دهخدا
حبیب. [ ح َ ] ( ع ص، اِ ) دوست. ( ترجمان جرجانی ). محبوب. محب. دوستدار. دوستگان. مقابل بغیض. ج، احباب، احباء،احبه: الکاسب حبیب اﷲ؛ کاسب حبیب خداست.
فرهنگ معین
(حَ ) [ ع. ] (اِ. ) ۱ - دوست، یار. ۲ - معشوق، محبوب.
فرهنگ فارسی
عجمی مکنی به ابو محمد از قدمای مشایخ صوفیه ( ف. ۱۲٠ ه. ق. ) و مرید حسن بصری است و داود طائی مرید حبیب است.
یار، دوست، معشوق، محبوب، احبائ واحباب جمع
( اسم ) ۱ - دوست یار. ۲ - معشوق محبوب. ۳ - انسان کامل. جمع: احبائ احباب احبه.
اوراست کتاب العطر و اجناسه
فرهنگ اسم ها
اسم: حبیب (پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: habib) (فارسی: حبيب) (انگلیسی: habib)
معنی: دوست، معشوق، یار، ( اَعلام ) ) حبیب ابن مظاهر [قرن اول هجری] مسلمان شیعه ی ساکن کوفه، از یاران امام حسین ( ع ) که همراه او در کربلا شهید شد، ) حبیب اصفهانی [قرن هجری] ادیب و شاعر ایرانی مقیم استانبول، مترجم سرگذشت حاجی بابای اصفهانی و مردم گریز مولیر، مؤلف دستور سخن در دستور زبان فارسی، تاریخ خط و خطاطان و کتابهای دیگر
جمله سازی با حبیب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غلام حلقه بگوش رسول ساداتم ره نجات نموده حبیب آیاتم
💡 حبیب دفتر تو کاروان بنگاله است کزو بجای سخن، بار بار قند آری
💡 چه خوش باشد که بنشینند در باغ به پای گل حبیبان با حبیبان