واژه «دیگ پخت» ترکیبی در زبان فارسی است که به هر غذایی اطلاق میشود که در ديگ پخته شده باشد و بهطور کلی به معنای غذای مطبوخ و آماده خوردن است. در منابع کلاسیک مانند «ناظم الاطباء» و «آنندراج» این اصطلاح برای توصیف انواع خوراکهایی بهکار رفته که به روش سنتی و در ديگ پخته شدهاند و از این طریق طعم و عطر مخصوص خود را پیدا میکنند. از دیدگاه ادبی، شاعران بزرگی مانند نظامی نیز از عبارت «دیگ پخت» برای تصویرسازی غذاهای لذیذ و پرجاذبه در آثار خود استفاده کردهاند و آن را نمادی از خوراک آماده و مغذی آوردهاند. در کاربرد روزمره، دیگ پخت به معنای هر خوراک یا غذایی است که با حرارت ملایم و زمان کافی در ديگ پخته شده و قابل خوردن باشد، اعم از خورشتها، انواع حلیم، آشها یا پلوها. این روش پخت باعث میشود مواد غذایی نرم و یکدست شوند و طعمها با هم ترکیب و غنی شوند، بنابراین اصطلاح «دیگ پخت» هم به روش پخت و هم به نتیجه نهایی آن اشاره دارد. برخی فرهنگها، مانند فرهنگ عمید، این واژه را معادل «دیگ جوش» نیز ذکر کردهاند، که معنای مشابهی از پختن غذا در دیگ ارائه میدهد.
دیگ پخت
لغت نامه دهخدا
دیگ پخت. [ پ ُ ] ( ن مف مرکب ) هر غذایی که در دیگ پخته باشند. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). غذای مطبوخ در دیگ. || خوردنی. طعام:
چونکه پختم بدور هفت هزار
دیگ پختی چنین به هفت افزار.نظامی.
فرهنگ عمید
= دیگ جوش
فرهنگ فارسی
هر غذایی که در دیگ پخته باشند.
جمله سازی با دیگ پخت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این نام برگرفته از واژه کاکاوی (kakavi) است که نام سهپایه دیگ پخت و پز بود که توسط ماهیگیران ایونی در دوران باستان مورد استفاده قرار میگرفت. کاکاویا به عنوان «کهنترین سوپ ماهی یونانی» توصیف گردیدهاست و از لحاظ اصل و نسب به بویلابیس فرانسوی مرتبط میشود.