تال و مال شدن. [ ل ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) پریشان شدن. پراکنده شدن: شد از بی شبانی رمه تال و مال همه دشت تن بود بی دست و یال.فردوسی.تهمتن به زابلستان است و زال شود کار ایران همه تال و مال.فردوسی.شد تال و مال لشکر صبرم ز جوق شوق تا ابروی تو همچو کمان ِ کشیده است.( مؤلف شرفنامه منیری ).
فرهنگ فارسی
پریشان شدن پراکنده شدن ٠
جمله سازی با تال و مال شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ارتش سوئد مستقر در سوئد در مجموع ۲۳٬۰۰۰ مرد را در اختیار داشت. ۷٬۰۰۰ نفر در جنوب سوئد تحت فرمان یوهان کریستوفر تال و ۱۴٬۰۰۰ نفر در مرز نروژ تحت رهبری گوستاف ماوریتس آرمفلت و ۲٬۰۰۰ نفر در نورلاند تحت فرماندهی یوهان برگن استرلا. ارتش سوئد به اندازه کافی مجهز بود و سربازان به خوبی آموزش دیده بودند. نبرد اصلی جنگ در شرق بود جایی که روسیه تهدیدی نظامی بود اما تهدید دانمارک-نروژ و فرانسه نیز جدی بود.
💡 مرد گرگی سامو ول میکنه و حالا قصد خوردن دارن رو داشت که آقای کرپسلی و آقای تال و چند تا آدم کوچولو میرسند و مرد گرگی رو مهار میکنند.
💡 در سال بعد او نتایج فوقالعاده ای را در مسابقات قهرمانی اتحاد جماهیر شوروی به ثمر رساند و دومین جایزه را با بوریس گلکو، میخائیل تال و رافائل وگانانیان پس از تیمران پتروسیان به ثمر رساند. در سال ۱۹۷۶، عنوان استادبزرگ شطرنج او تصویب شد.