بی شبانی

لغت نامه دهخدا

بی شبانی. [ ش َ ] ( حامص مرکب ) بی چوپانی. بی نگهبانی. بی پاسبانی:
شد از بی شبانی رمه تال و مال
همه دشت تن بود بی دست و یال.فردوسی.رجوع به شبانی شود.

فرهنگ فارسی

بی چوپانی ٠ بی نگهبانی ٠ بی پاسبانی ٠

جمله سازی با بی شبانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چنان شد که از بی شبانی رمه پراگنده گردد به روز دمه

گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز