بی گرفت و گیر

لغت نامه دهخدا

بی گرفت و گیر. [ گ ِ رِ ت ُ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) بی مزاحمت. بی پرس و جو. فارغ از بگیر و ببند.

جمله سازی با بی گرفت و گیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سپس كليد خانه كعبه را گرفت و در را گشود و دستور داد تمام عكسها و تصويرهاىانبياء و ملائكه را كه بدست مشركين در خانه خدا نقش شده بود، محو كردند.

💡 پس رفت و بر الاغى سوار شد و بيل خود را به دوش گرفت و آمد، فرمود: (به رديف منبر الاغ من سوار شو.) سوار شدم.

💡 دل به زلفت خو گرفت و عشق غم بر من گماشت یادگار این فتنه ها بر من ز خوی دل بماند

💡 گـفـتـگـوى فـرشـتـگان با ابراهيم در اينجا پايان گرفت و آنها روانه ديار لوط (عليهالسلام ) شدند.

💡 را از من گرفت و صد گره افکند در کارم چه خیل فتنه کارد بعد ازین بر روزگار من

💡 وَ لکِنْ کَذَّبَ وَ تَوَلَّی (۳۲) لکن دروغ زن گرفت و از پذیرفتن برگشت.

ایده آل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز