باغ گل افشان

لغت نامه دهخدا

باغ گل افشان. [ غ ِ گ ُ اَ ] ( اِخ ) باغی بوده است در استرآباد: سلطان سعید [ ابوسعید، بسال 866 هَ. ق. ] به استرآباد درآمده چند روزی بعشرت گذرانید و در باغ گل افشان بساط نشاط گسترد. ( از روضات الجنات فی اوصاف مدینة هرات ج 2 ص 258 ). سلطان سعید [ابوسعید ] بحسن تدبیر نواچیان را فرمود که مردم جلایر را بشارت رسانند که جهت ایشان در آن ولایت علوفه و انعام و... تعیین میفرمایند... چند روز در این سخن بودند و جمعی معتمدان را بگرفتن ایشان در روز معین نامزد کرد تا در آنروز قوم جلایر در باغ گل افشان درآمده، مجموع گرفتار گشتند، همه را بر سر میدان گردن زده از سرهای ایشان منارها ساختند. ( همان کتاب ص 260 ).

جمله سازی با باغ گل افشان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به باغ گل ز خوی باغبان دمد نه ز آب گمان مبر تو که بی رنج بردمد نارنج

💡 گر تو گل چهره در آیی به چمن مست امروز ما بدانیم که در باغ گلی هست امروز

💡 ز آب و هوای باغ گل و شمع را چه سود دل را به اشک و آه مگر بشکند مزاج

💡 هتل و مجتمع پذیرایی سیب و نار شاهدیه – هتل و مجتمع پذیرایی باغ گل انار شاهدیه – هتل سنتی در شر بهره‌برداری در نصرت آباد

💡 گوید سحر که شب گذر افکنده ای به باغ گل ها نشان دهند ز تو بلبلان سراغ

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز