باز دیدار امدن

لغت نامه دهخدا

( باز دیدار آمدن ) باز دیدار آمدن. [ زِ م َ دَ ] ( مص مرکب ) پدید آمدن. بادید آمدن. ظاهر شدن. پیدا شدن. دوباره بچشم خوردن: ابواب عدلی که مسدود بود منفتح شد و اسباب رفاهیتی که منصرم بود، باز دیدار آمد. ( المضاف الی بدایع الازمان فی وقایع کرمان ص 29، 30 ).

فرهنگ فارسی

( بازدیدار آمدن ) پدید آمدن

جمله سازی با باز دیدار امدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگر سیر نامد ز پیکار من نمایم بدو باز دیدار من

💡 ور به تاریکی برافتد روشنایی دلت عین آب زندگانی باز دیدار آورد

💡 که افتد نگاهم به رخسار گل نصیبم شود باز دیدار گل

💡 دوریت کرد مرا نیست ولی باز دیدار تو هستم کرده

پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز