استوار خلق

لغت نامه دهخدا

استوارخلق. [ اُ ت ُ خ َ ] ( ص مرکب ) ذوضباره. استوارخلقت: ناقة مضبرة؛ استوارخلق. ( السامی فی الاسامی ).

فرهنگ فارسی

استوار خلقت

جمله سازی با استوار خلق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سپس از آن آب بخاری چون دود برخاست و خداوند آسمان ها را از آن پدید آورد. بر روی آن آب کفی چون کف دریا پدید آمد، خداوند از آن زمین را خلق فرمود و سپس با کوهها استوار بداشت.

💡 از شگفتی گر بگوئی وصف جنگش پیش خلق تا بجنگ اندر نبیند آن ندارد استوار

💡 خلق می‌‌گفتند اسکندر چو درظلمات رفت بس‌ گهر آورد می‌گفتم ندارم استوار

💡 و صلوات و سلام بر صراط استوار و تجلى گاهكامل خداوند، يعنى محمد (ص ) مؤ يد به قرآن كه وى را براى شفاى دردها و بيمارى هاىانسان ها در طول زمان طبيبى دوم قرار داده است و همچنين تا شب و روز باقى اند بر خاندانپاك و فرزندان وى كه ستارگان تابناك آسمان امامت، و معصوم از هر كژى و ناراستىاند و همه طبيبان ارواح انسان ها و داعيان خلق به سوى دارالسلام مى باشد، درود باد.

💡 بی جان شدند سیصدو پنجه هزار خلق معلوم کن چو قول منت استوار نیست

💡 ز حسن خلق، آب حیاتی است روح بخش سد سکندری است ز پیمان استوار

گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
برآمد یعنی چه؟
برآمد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز