لغت نامه دهخدا
ارفعده. [ اَ ف َ دِه ْ ] ( اِخ ) رجوع به ارفه ده شود.
ارفعده. [ اَ ف َ دِه ْ ] ( اِخ ) رجوع به ارفه ده شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آفاقالدوله پس از پیروزی مشروطه خواهان از ارفعالسلطان جدا شد و سالهای برای احقاق حقوق خود تلاش کرد.
💡 محمد مؤمن آن فخر سلاطین کز وجود او زهی در چشم دقت اشرف است و ارفع از گردون
💡 و در مجمع عرب آن روز که این آیت فرو آمد بترسید و در خانه نشست دلتنگ و اندوهگن گریان و زاریکنان و میگفت انا الذی ارفع صوتی فوق صوت النبی و انا من اهل النار.
💡 من در آن روز به لوزان رفتم و در لوزان پالاس که احمدشاه در آنجا منزل داشت، رفتم و مرا در روز موعود پذیرفت، آقایان ارفعالدوله و عمو کهن وزیر مختار ایران در پاریس حضور داشتند و مذاکرات ما شروع شد.
💡 الى ان قال: ثم ارفع الحجب بينى و بينه فانعمه بكلامى و الذده بالنظر الى. - الى ان قال: