💡 سواران خزاعى از مكه به مدنيه آمدند و رسول خدا را از حركت قريش و احزاب باخبرساختند رسول خدا با اصحاب مشورت كرد كه آيا از مدينه بيرون روند و هر جا با دشمنبرخورد كردند، بجنگند يا در مدينه بمانند و پيرامون شهر را خندق بكنند. پيشنهادسلمان فارسى براى كندن خندق به تصويب رسيد.رسول خدا با 3000 مرد سپاهى كار كندن خندق را آغاز كرد.
💡 پس از آنكه رسول خدا با اصحاب خويش در سرزمين حديبيه فرود آمد، قريش، فردى بهنام (بديل بن ورقاء خزاعى ) را با مردانى از خزاعه به نمايندگى خود به نزدرسول خدا فرستادند كه سؤ ال كنند به چه منظور آمده است ؟ وقتى كه اين سؤال را كردند، رسول خدا فرمود: كه منظور وى جنگ نيست و فقط براى زيارت خانه كعبهاست. رجال محمد براى جنگ نيامده است و هيچ منظورى جز زيارت كعبه ندارد، اما قريش بهرجال خزاعه كه خيرخواه رسول خدا بودند، بدگمان شدند و (مكرزبن حفص ) را نزدرسول خدا فرستادند و رسول خدا آنچه به (بديل ) گفته بود به او نيز گفت، اوهم نزد قريش بازگشت و گفته هاى رسول خدا را بازگفت.