شرز

لغت نامه دهخدا

شرز. [ ش َ ] ( ع اِمص ) درشتی و سختی. ( منتهی الارب ). غلظت و شدت. ( از اقرب الموارد ): عذاب شرز؛ عذاب شدید. ( یادداشت مؤلف ). || توانایی. ( منتهی الارب ). قوت. ( از اقرب الموارد ). || هلاکت. و منه: رماه اﷲ بشرزة؛ ای بهلکة. || ( ص ) سخت. ( منتهی الارب ).
شرز. [ ش َ ] ( ع مص ) بریدن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). بریدن و قطع کردن. ( از ناظم الاطباء ).
شرز. [ ش َ رَ ] ( ع ص ) خالص از هر چیزی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
شرز. [ ش َ ] ( ع اِ ) نظر فیه اعراض کنظر المعادی و المبغض. ( یادداشت مؤلف ). نگاهی که در آن اعراض باشد چون نگاه دشمن و بغض دارنده.
شرز. [ ش ِرْ رِ ]( اِخ ) کوهی است به بلاد دیلم. ( منتهی الارب ). نام کوهی است به بلاد دیلم. و مرزبان ری آنگاه که عتاب بن ورقاء ری را بگشاد به کوه شرز کشید. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

نظر فیه اعراض کنطر المعادی و المبغض

جمله سازی با شرز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یاقوت حموی، رویان را کرسی منطقه کوهستانی طبرستان و آمل را کرسی منطقه جلگه ای و اراضی پست ساحلی یاد کرده و قید نموده که در رویان ساختمان‌های خوب و باغستان‌های پر میوه وجود داشته و نزدیک رویان (یا کلار) شهر سعید آباد واقع است. ابن فقیه همدانی، رویان از کوره‌های طبرستان است و از شهرهای رویان: چالوس، لارز، شرز و بذشوارجر است.

💡 رویان به سرزمینی آباد در غرب مازندران گفته می‌شد که شامل نور، کجور، کلارستاق، لنگا، تنکابن، سختسر، هوسم، الموت، طالقان، لورا، ارنگه، رودبار قصران و لارقصران می‌شد. به گفته ابن فقیه همدانی، رویان از کوره‌های طبرستان است و از شهرهای رویان: چالوس، لارز، شرز و بذشوارجر است. در حدود العالم؛ ناتل، چالوس و کلار از کورهٔ رویان و جزئی از خاک طبرستان معرفی شده‌است.

ارسن لوپن یعنی چه؟
ارسن لوپن یعنی چه؟
ربع الخالی یعنی چه؟
ربع الخالی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز