لغت نامه دهخدا
خطگلزار. [ خ َطْ طِ گ ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خط جلی نویسند نهجی که هر دو طرف آن خطوط باریک باشد و مابین آن گلها نقش سازند. ( از آنندراج ):
با سیه روزی تماشاگاه دلداریم ما
صفحه صحرای خود را خط گلزاریم ما.خان آرزو ( از آنندراج ).
خطگلزار. [ خ َطْ طِ گ ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خط جلی نویسند نهجی که هر دو طرف آن خطوط باریک باشد و مابین آن گلها نقش سازند. ( از آنندراج ):
با سیه روزی تماشاگاه دلداریم ما
صفحه صحرای خود را خط گلزاریم ما.خان آرزو ( از آنندراج ).
خط جلی نویسند نهجی که هر دو طرف آن خطوط باریک باشد و ما بین آن گلها نقش سازند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وی نستعلیق را به شیوه میرحسین خوشنویسباشی و شکسته را به شیوه درویش عبدالمجید طالقانی بسیار استوار مینوشت و معلم خط شاهزاده محمّدتقی میرزا قاجار رکنالدوله و فرزندانش بوده است. نام یکی از شاگردانش را سید عباس ذکر کرده اند که قطعه ای از او به خط گلزار موجود است.
💡 اسماعیل جلایر نقاش و خوشنویس نوآور نیمه دوم سده سیزدهم قمری است که بیشتر به چهرهنگاری و نقاشی موضوعهای مذهبی میپرداخت. ازجمله آثارش چهره علی، حسن و حسین و زنان قاجاری بر گرد سماور را میتوان اشاره کرد. از اسماعیل جلایر آثاری از تلفیق خط و نقاشی باقیمانده که تحولی مهم در خط گلزار سنتی است و پایهای برای نهضت نقاشیخط مدرن ایران محسوب میشود.