تزیق

لغت نامه دهخدا

تزیق. [ ت َزَی ْ ی ُ ] ( ع مص ) سرمه کردن و آراستن زن خود را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). سرمه کردن در چشم و خویشتن رازینت دادن و آراستن. ( ناظم الاطباء ). تزین و اکتحال زن. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ).

جمله سازی با تزیق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دی‌اکسید کربن فوق بحرانی برای بازیابی نفت در حوزه‌های نفتی قدیمی (آخرین استخراج‌ها از آن‌ها صورت می‌گیرد) به کار می‌رود. دی‌اکسید کربن از سایر گازهای دودکش متمایز می‌باشد. فشرده می‌شود تا به وضعیت فوق بحرانی برسد و در ذخایر زمین شناختی تزریق می‌شود. برای مثال به می‌توان برای افزایش استحکام آن‌ها را به میدان نفتی تزیق کرد.

💡 به سه روش استنشاقی، تزریق عضلانی و داخل جلدی می‌تواند تزیق شود. برخی مطالعات نشان داده‌اند که ناحیه تزریق می‌تواند در نوع پاسخ القا شده مؤثر باشد. به عنوان مثال در تجربه‌ای نشان داده شد هنگامی که یک نوع دی‌ان‌ای واکسن از راه تزریق عضلانی استفاده می‌شود پاسخ Th۱ را القا می‌کند اما هنگامی که همین واکسن از راه داخل جلدی تزریق گردید پاسخ ایمنی به سمت Th۲ متمایل گردید.

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز