بخشش کردن
مترادفها
بخشیدن، آمرزش، گذشت کردن
متضادها
مجازات کردن، کینهتوزی کردن
لغت نامه دهخدا
بخشش کردن. [ ب َ ش ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بخشیدن. عطا کردن:
بلشکرگه آمد از این رزمگاه
که بخشش کند خواسته بر سپاه.فردوسی.چه خوری چیزی کز خوردن آن چیز ترا
نی چو سرو آید اندرنظر و سرو چو نی
گر کنی بخشش گویند که می کرد نه او
ور کنی عربده گویند که او کرد نه می.سنایی. || بخش کردن. قسمت کردن. ( یادداشت مؤلف ):
چنین بخششی کان جهانجوی کرد
همه سوی کهترپسر روی کرد.فردوسی ( شاهنامه چ بروخیم ج 1 ص 89 ).اما حکماء عالم، جهان را بخشش کرده اند به برآمدن و فروشدن خورشید. ( تاریخ سیستان ). و غنائم بخشش کردند سواری را سه هزار دینار رسید و هر پیاده را هزاردینار. ( تاریخ سیستان ). || مقدر کردن. تقدیر کردن:
چنین کرد بخشش سپهر بلند
که از تو گشاید غم و رنج و بند.فردوسی.ز چیزی که بخشش کند دادگر
چنان دان که کوشش نیابد گذر.فردوسی.
فرهنگ فارسی
بخشیدن عطا کردن.
جمله سازی با بخشش کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی دیگر از عهدهای ساسانی عهد شاپور اول به پسرش هرمز است که ترجمه بخشهایی از آن در چند کتاب عربی آمدهاست. طبری فقط نامی از آن بردهاست. مسعودی جمله اخلاقی کوتاهی از آن آوردهاست. ثعالبی آن را عهد مفصلی (عهداً طویلاً) توصیف کرده و گزیدههایی از آن را نقل کردهاست که شامل این موضوعات است: روش درست دریافت مالیات، روش بخشش کردن و پاداش دادن شاه؛ لزوم برگماشتن مراقبان و جاسوسان در میان مردم از خویشان و نزدیکان و همسایگان خود آنها. جهشیاری نیز دو بخش از آن را آورده و آبی نیز عیناً آنها را تکرار کردهاست: