باج ستاندن

لغت نامه دهخدا

باج ستاندن. [ س ِ دَ ] ( مص مرکب ) گرفتن باج. باج ستدن:
شاه بی شهر چون ستاند باج
شهر بی ده زبون شود ز خراج.اوحدی.... تاج بخش خسروان روی زمین، باج ستان سلطان روم و خاقان چین [شاه اسماعیل صفوی ]. ( حبیب السیر چ قدیم طهران ج 3 جزو 4 ص 322 ).

جمله سازی با باج ستاندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بولدوک امیر سامسات از بزرگ‌ترین دشمنان مردم ادسا بود که علاوه بر باج ستاندن، همواره به قلمرو آنان هجوم برده و مزارع و احشام ارمنیان را غارت می‌کرد و می‌توانست ارتباط ادسا با سرزمین‌های غربی آن را در معرض خطر قرار دهد. بودوئَن پس از مراسم و قرارگیری در جایگاه جانشینی توروس، از میان برداشتن امیر سامسات را نخستین هدف خود قرار داد و ارامنه نیز از این تصمیم استقبال کرده و با او همراه شدند. توروس نیز یکی از دست نشاندگانش به نام کنستانتین گارگاری[یادداشت ۳] را همراه آنان کرد. لشکرکشی بودوئَن به همراهی ارامنه از چهاردهم تا بیستم فوریه به درازا انجامید ولی به علت ضعف نظامی سربازان ارمنی با دادن هزار نفر کشته، شکست خورده و عقب نشستند و تنها توانستند در میان راه دهکدهٔ ژان مقدس در نزدیکی سامسات را تصرف کنند. بودوئَن نیمی از شوالیه‌های همراهش را در این دهکده مستقر کرد و آنان توانستند علاوه بر نظارت دائمی بر حرکات ترکان، جلوی تاخت و تاز آنان به سوی ادسا را نیز سد کرده و این نتیجه برای بودوئَن، در نزد مردم ادسا اعتبار بیشتری فراهم کرد.

حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز