اصاله

لغت نامه دهخدا

( اصالةً ) اصالةً. [ اَ ل َ تَن ْ ] ( ع ق ) از طرف خود و از جانب خود. مقابل وکالةً. ( ناظم الاطباء ). از سوی خود. اصلی و بدون نیابت از کسی. ( فرهنگ نظام ).

فرهنگ فارسی

از طرف خود از جانب خود مقابل وکاله.
اصلی شدن. با اصل و بیخ و ریشه گردیدن درخت و ثابت و راسخ شدن بیخ آن. یا با اصل شدن مرد.

جمله سازی با اصاله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مانند سایر کشورها، موسیقی نوین سوریه به‌طور قابل توجهی در تقابل با موسیقی بومی آن است. در این موسیقی از ارکستری با سازهای اکثراً اروپایی با یک خواننده اصلی و گاهی اوقات یک گروه پشتیبان استفاده می‌شود. این نوع موسیقی در خاورمیانه عرب بسیار محبوب است. خوانندگان نامدار آن اصاله نصری، فرید الاطرش، فهد بالان، صباح فخری، مایادا ال هناوی و جورج وسوف هستند.

💡 مراد از آيه شريفه (فقل انما الغيب لله ) نيز اين است كه علم به غيب اصاله از آن خداست واو به هر كس بخواهد، بخشى از آنرا مى دهد: (عالم الغيب فلا يظهر على غيبه احدا# الامن ارتضى من رسول )، (343) (ذلك من انباء الغيب نوحيه اليك ). (344)

💡 ورده در طول عمرش تعدادی از خوانندگان را ستود که فضل شاکر و صابر الرباعی از آن جمله بودند. ورده در مورد زنان ترانه خوان گفت: «برای نانسی عجرم و اصاله نصری می‌میرم.»