لغت نامه دهخدا
برکوهه. [ ب َ هََ / هَِ ] ( اِ مرکب ) قسمی سبزی کوهی خوردنی. ( یادداشت مؤلف ).
برکوهه. [ ب َ هََ / هَِ ] ( اِ مرکب ) قسمی سبزی کوهی خوردنی. ( یادداشت مؤلف ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پی رزم دشمن دمیدند نای نشستند برکوهه ی بادپای
💡 نهادند برکوهه پیل زین توگفتی همی راه جوید زمین
💡 دو زانوش برکوهه زین بدوخت روانش به نوک سنان برفروخت