لغت نامه دهخدا
ارفخشد. [ اَ ف َ ش َ ] ( اِخ ) ارفخشذ. رجوع به ارفحشد و رجوع بقاموس الأعلام ترکی شود.
ارفخشد. [ اَ ف َ ش َ ] ( اِخ ) ارفخشذ. رجوع به ارفحشد و رجوع بقاموس الأعلام ترکی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حمدالله مستوفی مینویسد: سه روایت در مورد کیومرث وجود دارد که اولی او را حضرت آدم علیه السلام میداند و عقیده دوم آنست که کیومرث بین شیث و نوح میزیسته و عقیده دیگر آنست که کیومرث فرزند ولاد بن امیم بن ارم بن ارفخشد بن سام بن نوح بود.
💡 پـس از نـوح بـه فـرمـان الهـى فرزندش سام وصى او گرديد و به نگهبانىآثـار انـبـيـا و وصـيـت پـدر نـايـل آمـد و جـمـعـى او را از پـيـمـبـرانمـرسـل مـى دانـنـد. وى در زمـان خـود بـا مـخـالفت برادارنش حام و يافث وفرزندان قابيل و عوج بن عناق و ديگران مواجه شد و سرانجام چنان كه گفته اند، پس از600 سال، دار فانى را وداع گفت و فرزندش ارفخشد را وصى خود گردانيد وآثار انبيا را به وى منتقل كرد.