عضدالدوله

لغت نامه دهخدا

( عضدالدولة ) عضدالدولة. [ ع َ ض ُ دُدْ دَ / دُو ل َ ] ( ع اِ مرکب )بازوی دولت. یاور دولت. و آن را لقب بزرگان نهند.
عضدالدوله. [ ع َ ض ُ دُدْ دَ/ دُو ل َ ] ( اِخ ) احمد میرزابن فتحعلی شاه قاجار، شاهزاده قاجاری و از رجال قرن سیزدهم هجری در ایران. وی پدر سپهسالار وجیه الدوله میرزا و مؤلف «تاریخ عضدی » است. ( از فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

لقب دو تن از شاهان دیلمی: ۱ - مغیث الدین فنا خسرو ابو شجاع بن رکنالدوله حسن پادشاه مقتدر از سلسله آل بویه ( جل. ۳۳۸ ه.ق / ۹۴۹ م. ف. ۳۷۲ ه.ق. ۹۸۲ م. ). عماد الدوله در سال ۳۳۸ ه.ق. بنا بوصیتی که در حضور اعیان و رجال کشور کرد جانشینی خود و امارت فارس را بعضدالدوله تفویض نمود. عضدالدوله چون بامارت رسید در آغاز بلامنازع بود و اعیان و بزرگان کشور نسبت بوی کمال احترام را مرعی میداشتند و آرامش در قلمرو او حکمفرما بود. حکومت اصفهان و حوالی آنرا در آن زمان پدر وی رکن الدوله داشت و اهواز و خوزستان و بغداد تحت نفوذ عم او معزالدوله بود. حکومت کرمان و قسمت جنوب شرقی ایران نیز با یکی از عمال آل بویه موسوم به محمد بن الیاس بود و وی در طریق بندگی و اطاعت نسبت بعضدالدوله راه دوستی و وداد می سپرد اما این آرامش دیری نپایید. در سال ۳۵۷ فرستاده وی یاسع ابن محمد اسماعیل در کرمان از در شورش و طغیان در آمد و علم استقلال برافراشت و جمعی را دور خود گرد آورد و با لشکری عظیم از سیرجان بیرون آمد و دست تجاوز بمتصرفات عضدالدوله زد. عضدالدوله با شنیدن این خبر پسر خود ابوالفوارس را با گروهی از لشکریان بکرمان فرستاد و او بر یاسع غلبه کرد و فتنه کرمان را خواباند. سپس عضدالدوله بر عمان تاخت و آنجا را نیز ضمیمه متصرفات خود کرد. معزالدوله در ۳۵۶ در گذشت و پیش از مرگ پسر خود بختیار ( عزالدوله ) را بجانشینی خود تعیین نمود و باو وصیت کرد که از پسر عم خود عضدالدوله اطاعت کند و در امور مملکت با او مشورت نماید. بختیار برخلاف نصیحت پدر مشغول لهو و لعب گردید. در همان اوقات ابوالفرج. که حکمرانی عمان را داشت آن حدود را بعضدالدوله واگذاشت و در سال ۳۵۷ این امیر کرمان را از آل الیاس گرفت. رفتار جاهلانه بختیار با ترکان در بغداد موجب قیام رئیس آنان سبکتگین نام گردید و این شخص در غیاب وی منزل او را محاصره کرد و اتباع و اقوامش را دستگیر نمود و بغداد را در تصرف خویش آورد عزالدوله از اهواز بواسط رفت. طولی نکشید که سبکتگین درگذشت و ریاست ترکان بغداد به الپتگین نام رسید و او کار بر عزالدوله سخت گرفت بقسمی که مجبور شد از رکن الدوله و عضدالدوله یاری بخواهد. عضدالدوله در ۳۶۴ بطرف بغداد حرکت کرد و آن شهر را از ترکان گرفت ولی طمع در دارالخلافه بست و بتدابیر مخصوص عزالدوله را باستعفا واداشت و او را دستگیر ساخت. چون این خبر برکن الدوله رسید خود را از سریر بزمین افکند و از خوردن و آشامیدن دست کشید و از شدت غم بمرضی مبتلی شد که دیگر از آن خلاص نگردید. وی برای گوشمالی پسر خود عزم تسخیر بغداد کرد. عضدالدوله برای جلب رضایت پدر رسولی بدربار او به ری فرستاد و چون رسول شروع باظهار مطلب کرد رکن الدوله دست به نیزه زد و خواست او را بقتل رساند ولی چون غضبش تسکین یافت گفت: [ بفلان بگویید آیا لشکر کشی تو ببغداد برای این بود که با برادر زاده من کمک کنی یا اینکه جای او را بگیری ? آیانمیدانی که من بکرات بحسن فیروزان کمک کردم و با من خویشاوندی نداشت. جان و مال خود را برای او در معرض خطر گذاشتم و همینکه فاتح شدم مملکتش را باو رد کردم و یک درهم از او تقاضا نکردم همچنین ابراهیم بن مرزبان را یاری کردم و او را باذربایجان عودت دادم وزیر و لشکر خود را بکمکش فرستادم و از او دیناری نگرفتم تا نام نیک باقی ماند و اساس فتوت و مردانگی متزلزل نشود حال تو برای چند درهمی که خرج کردی بر من و برادر زاده ام منت می نهی و طمع در املاک او داری ? ] عضدالدوله چون از حال پدر آگاه شد چاره جز این ندید که بغداد را به عزالدوله واگذارد و بفارس مراجعت کند. در سنه ۳۶۶ رکن الدوله وفات کرد و قبل از فوتش عذر پسر را بپذیرفت و او را جانشین خود کرد همدان و اطراف آنرا بفخرالدوله و اصفهان را بمویدالدوله ( دو پسر دیگر ) تفویض نمود و بدانان نصیحت کرد که پس از وی از عضدالدوله اطاعت کنند و ترک هر گونه خلاف و نفاقی نمایند. عضدالدوله معروفترین امیر آل بویه است و در طول سلطنت خویش در فتح بلاد و آبادی شهرهاو ساختن کاخها همت گماشت. در ابتدای حکمرانی او عزالدوله بنای مخالفت با او گذاشت و حتی خواست با او بجنگد و شیراز را بگیرد. در سال ۳۶۷ عضدالدوله وارد بغداد شد و بختیار را بحکومت شام فرستاد ولی چون باز آن جوان سر از اطاعت بپیچید و بجنگ برخاست عضدالدوله او را شکست داد و اسیر کرد و بکشت. پس از آن موصل را بگرفت و سال بعد میافارقین دیار بکر و بلاد دیگر بدست او فتح شد و اقتدار او از سواحل دریای عمان تا شام و حدود مصر مسلم گردید و نخستین بار در بغداد خطبه بنام او خواندند.عضدالدوله در آبادی بغداد کوشید مساجد و بازارها را آباد کرد قنوات پر شده را بجریان انداخت صاحبان املاک خراب شده را امر کرد تا آن اراضی را آباد کنند برای پیشوایان دین علما و موذنان قاریان غریبان و ضعفایی که در مساجد منزل میکردند وظیفه معنی کرد. راه عراق تا مکه را آباد ساخت. برای فقرای مجاور مکه و مدینه و عتبات نفقه معین کرد. دانشمندان علوم مختلف را مورد التفات قرار داد و حتی نصرانیان از خوان کرم او بی بهره نماندند. وی بوزیر خود نصر بن هارون که عیسوی بود اجازه داد تادیرها را آباد کنند و فقرای عیسوی را مورد توجه قرار دهند. موید الدوله برادر عضدالدوله که حکمرانی اصفهان را داشت در طول این مدت سر از اطاعت برادر نپیچید و طرف توجه او بود. بر خلاف او فخرالدوله از همان ابتدا اظهار مخالفت کرد. بنابراین عضدالدوله چون امور عراق عرب را منظم کرد بگوشمالی فخرالدوله برخاست و در سال ۳۶۹ ه.ق. بلاد او را تسخیر نمود. فخرالدوله نزد شمس المعالی قابوس بن وشمگیر پناهنده گشت و قابوس نه فقط او را پناه داد بلکه وی را در املاک خود شریک گردانید.عضدالدوله متصرفات فخرالدوله را بمویدالدوله داد و او را از جانب خویش حکمفرمای آن حدود کرد. سپس دینور و نهاوند را بگرفت و کردان اطراف موصل را شکست داد. عضدالدوله برادر خود فخرالدوله را از قابوس بخواست و چون مسئولش باجابت مقرون نگردید مویدالدوله را بجنگ او فرستاد. در سال ۳۷۱ گرگان بدست موید الدوله افتاد و طرفداری نوح بن منصور سامانی از قابوس و فرستادن لشکر بدان صوب سودی نبخشید. سال بعد ( ۳۷۲ ه.ق. ) عضدالدوله بواسطه شدت مرض صرع جهان را بدرود گفت و فوت او در مجامع و طبقات مختلف اثری عظیم بخشید چه این امیر مردی بود عاقل فاضل با سیاست با هیبت طرفدار فضلا و دانشمندان مروج علم و معرفت آباد کننده شهرها و ستگیر ضعفا. خود شخصا با علما و فضلا مباحثه میکرد و ازین جهت بارگاهش مجمع دانشمندان گردید و کتابها بنام او نوشته اند از قبیل [ ایضاح ] در صرف [ حجت ] در قرائت [ ملکی ] در طب [ تاجی ] در تاریخ و شاعرانی نظیر متنبی قصاید در مدح او سروده اند. عضدالدوله همه ادیان و مذاهب را محترم میشمرد و فقرای آنان را مورد رافت قرار میداد. وی شیعی مذهب بود و از آثار او بند امیر در فارس است. جنازه عضدالدوله را در جوار حرم علی ۴ بن ابی طالب بخاک سپردند. ۲ - امیر مغیث الدین فنا خسرو شهاب امیرالمومنین ( ق. ۶ - ۵ ه. ) ممدوح عثمان مختاری.
احمد میرزا بن فتحعلی شاه قاجار شاهزاده قاجاری و از رجال قرن سیزدهم هجری در ایران وی پدر سپهسالار وجیه الدوله میرزا و مولف تاریخ عضدی است

جمله سازی با عضدالدوله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 میر یوسف عضدالدوله سالار سپاه روی شاهان و سرافراز بزرگان ز گهر

💡 میر یوسف عضدالدوله یاری ده دین لشکر آرای شه شرق و خداوند رقاب

💡 عضدالدوله گفت: تو را به حق اميرالمؤمنين (عليه السلام )، سوگند مى دهم كه او بهتو گفت فنا خسرو مى آيد؟ گفتم: آرى قسم به حق اميرالمؤمنين (عليه السلام ).

💡 18- ابن خلكان گفته كه عضدالدوله براى ابومنصور افتكين تركى غلام معزالدولهابن بويه والى دمشق نوشت در جواب كاغذ او: (( غرك عزك فصار قصار ذلك ذلك فاخشفعلك فعلك بهذا تهدا)).

💡 هر صبح كه خورشيد طلوع مى كرد جنگ مى كرد و خلقى را مى كشت و چون شب مى شدمقدارى طعام به نزد دشمنان و لشگريان عضدالدوله مى فرستاد

کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز