شب در میان

لغت نامه دهخدا

شب در میان. [ ش َ دَ ] ( اِ مرکب، ق مرکب ) فاصله بودن یک شب میان دو کار که در تکلم با الحاق کلمه «یک » در اول «یک شب در میان » گفته میشود: فلان یک شب در میان منزل دوست خود میرود. ( از فرهنگ نظام ). عملی که در اجرای آن شبی در میانه باشد یعنی به فاصله دو روز و یک شب که عبارت از سی و شش ساعت بود. ( ناظم الاطباء ):
دانی که خال بر چَه ِ سیمین او چراست
کان سیم اگر دهد به تو شب در میان دهد.ظهیر فاریابی. || کنایه از وعده کردن و ضامن دادن باشد اعم از آنکه یک شب یا بیشتر در میان باشد.( برهان ). || مسافت جای تا به جایی که شب در میان از آنجا به آنجا رسند. ( آنندراج ):
به بزم وصل هم پیوسته از راه سیه روزی
من و آن بیوفا شب درمیان بودیم دور از هم.شفیع.- شب در میان کردن؛ شب را در میانه قرار دادن. در پناه تیرگی شب رفتن. در شب رفتن استتار را:
وه که شب در میان کنم بروم
از تو روزی که ای پسر برهم.امیرخسرو.

فرهنگ فارسی

فاصله بودن یک شب میان دو کار در تکلم با الحاق کلمه [ یک ] در اول [ یک شب در یمان ] گفته میشود مثل فلان: یک شب در میان منزل دوست خود میرود.

جمله سازی با شب در میان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ازو تا مصر، یک شب در میان است به عالم گر بهشتی هست، آن است

💡 پیشتر زان بده که خط بدهد زانکه شب در میان نمی باید

💡 چون صبح بس که پرده دری دیده ام ز خلق ترسم که راز با دل شب در میان نهم

💡 چو خور بیرون شود از ملک گردون رود شب در میان از شهر بیرون

💡 وه که شب در میان کنم نروم از تو روزی که، ای پسر، برهیم

💡 سرد بود همچو صبح بزم حریفان غم گر ننهندم چو شمع شب همه شب در میان

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز