سگ دار

لغت نامه دهخدا

سگ دار. [ س َ ]( نف مرکب، اِ مرکب ) دارنده سگ. سگبان:
چه سگ جانم که با این دردناکی
چو سگ داران دوم خونی و خاکی.نظامی.سخایی که اگر مزرعه دنیا را به اقطاع سگ داری دهد در چشم مکرمت او آن وزن سنجدی نسنجدو اگر جمله خزائن قارون به هارونی بخشد آن در حوصله او قدر کنجدی نگنجد. ( المضاف الی بدایع الازمان ص 25 ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه سگ دارد کسی که سگ را پرورش کند.

جمله سازی با سگ دار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زحل را فلک با همه شیر طاقی به سگ داری پاسبانت فرستد

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز