لغت نامه دهخدا
سنجدی. [ س ِ ج ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به سنجد. || نام رنگی است. اگر قبل از رنگ آمیزی پارچه را خوب با آب خیس کنند و رنگ چناری بزنند سنجدی میشود. ( فرهنگ فارسی معین ).
سنجدی. [ س ِ ج ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به سنجد. || نام رنگی است. اگر قبل از رنگ آمیزی پارچه را خوب با آب خیس کنند و رنگ چناری بزنند سنجدی میشود. ( فرهنگ فارسی معین ).
( صفت ) رنگی است: اگر قبل از رنگ آمیزی پارچه را خوب با آب خیس کنند و رنگ چناری بزنند سنجدی میشود.
💡 گنجدی در عشق اگر درگنجدی عاشق این جاسنجدی کم سنجدی
💡 ملک عالم را نظامی نیست در میزان مرگ سنجدی سنجد اگر خود فیالمثل صد سنجر است