سنگ بالین
مترادفها
بالش، بالشت
لغت نامه دهخدا
سنگ بالین. [ س َگ ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سنگ بالش:
ز شیرین سرگذشتی گشته سنگین خواب شیرینم
بکوه بیستون صد بار دارد سنگ بالینم.محسن تأثیر ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
سنگ بالش
جمله سازی با سنگ بالین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 میشوی دیوانه واعظ، پر منه سر بر سرم سنگ بالین را، سر من سنگ سودا میکند
💡 سنگ بالین کن و آنکه مزة خواب ببین تا بدانی که چه در زیر سر مردانست
💡 کنم بر کوهساران سنگ بالین ز جور آن دل چون کوه سنگین
💡 ز غفلت تو جهان گشته جای آسایش نموده خواب گران نرم سنگ بالین را
💡 به جای خویش شد آزاده رامین مرو را خار بستر سنگ بالین
💡 اگر در خواب بینم لنگر آن کوه تمکین را تهی ز آتش کند خواب گرانم سنگ بالین را