زشت کردار

لغت نامه دهخدا

زشت کردار. [ زِ ک َ / ک ِ ]( اِ مرکب ) کردار زشت. کار زشت. زشت کار:
ز یزدان شناس آنکه آمدت پیش
براندیش از آن زشت کردار خویش.فردوسی. || ( ص مرکب ) زشت کردار. بدکردار. بدعمل:
که ای زشت کردار زیبا سخن
نخست آنچه گوئی بمردم بکن.سعدی ( بوستان ).رجوع به زشت و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

کردار زشت کار زشت

جمله سازی با زشت کردار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو بود آن همه کین و پیکار تو تفو برتو و زشت کردار تو

💡 کسی کاو چون تو باشد زشت کردار به گفتاری چرا گردد دلازار

💡 بگلرخ گفت حُسنا بود مکّار همان فیروز آمد زشت کردار

💡 بگفت این و بشکست زنار خویش پشیمان شد از زشت کردار خویش

💡 بفرمود این چنین شاه جهان دار که ای بدبخت خلق زشت کردار

💡 تو را اینچنین زشت کردار چیست؟ ستم بر به مهمان سزاوار نیست

شکوه یعنی چه؟
شکوه یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز