زخم رسیده

لغت نامه دهخدا

زخم رسیده. [ زَ م ِ رَ / رِ دَ / دِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) آماس و دملی که پخته شده و نزدیک آن باشدکه سر باز کند و پلیدی از آن بیرون رود. زخم نزدیک به التیام. رجوع به «رسیدن زخم » در ذیل «زخم » شود.
زخم رسیده. [ زَرَ / رِ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) خسته گشته. زخمی شده. زخم یافته. مجروح. مصدوم. ضربت دیده: دست زخم رسیده بشمشیر یازید و طغانرا زخمی عظیم زد و خواست تا دیگر بار زخمی زند. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 ص 18 ). || آسیب دیده. زیان رسیده:
از معرکه چنین خرانی
شد زخم رسیده گلستانی.نظامی.رجوع به زخم رسیدن شود.

فرهنگ فارسی

آماس و دملی که پخته شده و نزدیک آن باشد که سر باز کند و پلیدی از آن بیرون رود زخم نزدیک به التیام

جمله سازی با زخم رسیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بغل گشاده به شمشیر می دود چون زخم رسیده صائب بیدل ز بس به جان بی تو

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز