لغت نامه دهخدا
ریفی. ( ص نسبی ) منسوب به ریف.بستانی. مقابل بری. مقابل دشتی. ( یادداشت مؤلف ).
ریفی. ( ص نسبی ) منسوب به ریف.بستانی. مقابل بری. مقابل دشتی. ( یادداشت مؤلف ).
منسوب به ریف. بستانی. مقابل بری
رِی، فِی (۱۹۰۷ـ۲۰۰۴)(Wray, Fay)
رِی، فِی
بازیگر امریکایی سینما. این بانوی هنرمند در فیلم مارش عروسی(۱۹۲۸) ساختۀ اریک فون اشتروهایم، دکتر ایکسو خطرناک ترین بازی(هر دو ۱۹۳۲)، و سپس در کینگ کونگ(۱۹۳۳) بازی کرد و تا ۱۹۵۸ گه گاه به ایفای نقش در سینما پرداخت.
💡 مکی ۵ یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر اسپکه استان سیستان و بلوچستان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، مس است.سنگ میزبان این اندیس کربناته -آهک های ریفی و ماسه سنگ آهکی سازند فجن است و دیرینگی آن به دوران پالئوسن میرسد.
💡 دوران دوم زمینشناسی از شیل و ماسه سنگ، آهک دولومیت تشکیل شده و در ارتفاعات جنوبی و غربی منطقه یافت میشود. سازندهای آهکی ریفی به دلیل داشتن فضاهای خالی در پیوند با منابع زیرزمینی حائز اهمیت هستند.
💡 آمازیغ یا بربری تریفیت یک زبان بربری است که در منطقه ریف در شمال مراکش گفتگو میشود. این زبان حدود ۱٬۲۷۱٬۰۰۰ نفر گویشور دارد مردم ریفی بیشتر در استانهای حسیمه، ناظور و دریوش زنگی میکنند. تریفیت تحت تأثیر فراوان زبان عربی است و حدود ۵۱٫۷٪ از تمامی واژگان این زبان وامواژه هستند.