رستگار شدن
مترادفها
نجات یافتن، رهایی یافتن
متضادها
هلاک شدن، گمراه شدن
لغت نامه دهخدا
رستگار شدن. [ رَ ت َ / رَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ). فوز. ( دهار ). فلاح پیدا کردن. نجاح یافتن. فائز شدن. نجات یافتن. آزاد گشتن. خلاص شدن. ( یادداشت مؤلف ). رها گشتن. خلاصی یافتن:
اندر این رسته راستکاری کن
تا در آن رسته رستگار شوی.سنایی.یکی از شما دو شود رستگار
خورد باده از دست وی شهریار.نظامی.راستی آور که شوی رستگار
راستی از تو ظفر از کردگار.نظامی.خزینه که با تست بر تست بار
چو دادی به دادن شوی رستگار.نظامی.خواهی که رستگار شوی راستکار باش
تا عیبجوی را نرسد بر تو مدخلی.سعدی.
فرهنگ فارسی
فلاح پیدا کردن نجاح یافتن فائز شدن فوز. نجات یافتن. رها گشتن.
جمله سازی با رستگار شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در اسلام راه رستگار شدن باور به الله و پیامبر او دانسته میشود و کسی که به هنگام مرگ با این باور بمیرد که الله تنها خدا و محمد پیامبر اوست میتواند به سوی رستگاری برود. به گفته اسلام، مسیحیان، یهودیان، و صابئیان درستکاری که پیش از بعثت محمد، پیامبر اسلام، زندگی میکردند میتوانند رستگار شوند اما پیروان این ادیان که بعد از بعثت محمد به دنیا آمدهاند برای رستگار شدن باید مسلمان شوند.
💡 این تعالیم نادرست بر این اندیشه استوار بود که جهانِ مادی فی نفسه پلید است و تماس با آن باعث ناپاکی میشود. فقط روح پاک است؛ لذا عیسی مسیح، پسر خدا، نمیتوانست جسم انسانی به خود بگیرد، چراکه جسم ناپاک است و خدا پاک. گروهی از این معلّمان تعلیم میدادند که برای رستگار شدن باید بدن را آزار داد و از قید آن رها شد؛ گروهی دیگر ادعا میکردند که چون نجات امری روحانی است که به روح انسان مربوط میشود، پس گناهانی که انسان با بدن خود میکند، تأثیری بر نجات او و سلامت روحش ندارد؛ پس میتوان هر کاری کرد.