رزام

لغت نامه دهخدا

رزام. [ رُ ] ( ع مص ) مصدر به معنی رُزوم. ( منتهی الارب ). بر زمین ماندن شتر از لاغری. ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). برنخاستن شتر از لاغری. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به رُزوم شود. || گرد آوردن چیزی در جامه. ( از متن اللغة ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ).
رزام. [ رِ ] ( ع ص ) مرد شدید صعب. ج، رُزَّم. ( از اقرب الموارد ). مرد درشت سخت. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || ج ِ رازم. ( منتهی الارب ). رجوع به رازم شود.
رزام. [ رِ ] ( ع مص ) مصدر به معنی مُرازمة. ( ناظم الاطباء ). رجوع به مرازمة شود.
رزام. [ رَزْ زا ] ( ع ص ) شیر قصدکننده و احاطه یافته بر شکار و بانگ کنان بر آن. ( از اقرب الموارد ).
رزام. [ رَ ] ( اِخ ) نام پدر ابواحمد محمد مروزی که از محدثین است. ( از یادداشت مؤلف ).
رزام. [ رِ ] ( اِخ ) حوض رزام محله ای است در مرو شاهجهان. ( از انساب سمعانی ).
رزام. [ رِ ] ( اِخ ) رزام بن مالک بن حنظلة. پدر قبیله ای است از تمیم. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

رزام بن مالک او ابن حنظله پدر قبیله ایست از تمیم.

جمله سازی با رزام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 146- رزام بن سابق، مى گفت كه پيروزى ابومسلم بر امويان نمودار روح الوهيت در او است.

💡 كراجكى در كتاب كنزالفوائد ذكر كرده كه در حديث آمده كه: ابوجعفر منصور[خليفه عبّاسى ] در روز جمعه اى در حالى كه بر دست حضرت صادق جعفر بن محمّد (ع )تكيه زده بود، بيرون آمد. مردى - كه رزام آزاد شده خالد [يا: خادم ] بن عبداللّه ناميده مىشد - گفت: اين كيست كه آنقدر در نزد اميرالمؤمنين يعنى منصور ارجمند است كه وى بردست او تكيه زده است ؟

💡  سريه دوم (عبدالله بن رواحه ) به خيبر بر سر يسير بن رزام

💡 پس رزام رو به امام جعفر بن محمّد(ع ) كرد و گفت: مرا از نماز و حدود و احكام آن خبر ده.حضرت صادق (ع ) فرمود: نماز چهار هزار حدّو حُكم دارد كه تو نسبت به همه آنها موردبازخواست قرار نمى گيرى. گفت: تنها حدود و احكامى را كه ترك كردن آن جايز نيست ونماز جز به آن كامل نمى گردد، بفرما.

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
اندوختن یعنی چه؟
اندوختن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز