بانگ کنان

لغت نامه دهخدا

بانگ کنان. [ »ُ ] ( ق مرکب ) فریادزنان. بانگ کننده.غران. آواکنان: و ایشان را [ مردم جیرفت را ] رودیست تیز همی رود بانگ کنان. ( حدود العالم ).

فرهنگ فارسی

فریا زنان بانگ کننده

جمله سازی با بانگ کنان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اسب سقاست این بانگ دراست این بانگ کنان کز برون اسب سقا می‌رود

علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز