لغت نامه دهخدا
خورنگار. [ خوَرْ / خُرْ ن ِ ] ( اِ مرکب ) اسبابی است برای پیام دادن. رجوع به دایرةالمعارف فارسی شود.
خورنگار. [ خوَرْ / خُرْ ن ِ ] ( اِ مرکب ) اسبابی است برای پیام دادن. رجوع به دایرةالمعارف فارسی شود.
خورنِگار یا آینهٔ آفتابی یک تلگراف خورشیدی بی سیم است که با استفاده از کد مورس در تاباندن نور خورشید منعکس شده از آینه، سیگنال دهی می کند. تابش ها با چرخش لحظه ای آینه یا با قطع پرتو توسط یک حائل تولید می شوند.
خورنگار در اواخر سدهٔ ۱۹ میلادی و اوایل سدهٔ ۲۰، وسیله ای ساده اما بسیار مؤثر برای مخابرات نوری آنی تا ۵۰ کیلومتر یا بیش تر بود. کاربردهای اصلی آن در ارتش، نقشه برداری و کارهای حفاظت جنگل بوده است. تا دههٔ ۱۹۶۰ میلادی، خورنگار یک وسیلهٔ استاندارد در ارتش های انگلستان و استرالیا بود و تا سال ۱۹۷۵ توسط ارتش پاکستان استفاده می شد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خورنگار در اواخر سدهٔ ۱۹ میلادی و اوایل سدهٔ ۲۰، وسیلهای ساده اما بسیار مؤثر برای مخابرات نوری آنی تا ۵۰ کیلومتر یا بیشتر بود. کاربردهای اصلی آن در ارتش، نقشهبرداری و کارهای حفاظت جنگل بوده است. تا دههٔ ۱۹۶۰ میلادی، خورنگار یک وسیلهٔ استاندارد در ارتشهای انگلستان و استرالیا بود و تا سال ۱۹۷۵ توسط ارتش پاکستان استفاده میشد.