خشت زدن

لغت نامه دهخدا

خشت زدن. [ خ ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) پاره گل در قالب خشت زنی قرار دادن وبشکل قالب در آوردن و در آفتاب گذاردن تا خشک شود و برای ساختن بنا بکار آید. خشت ساختن. خشت مالیدن. خشت مالی کردن. تلبین. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ):
لاف از سخن چو در توان زد
آن خشت بود که پرتوان زد.نظامی.پیرهن خود ز گیا بافتی
خشت زدی روزی از آن یافتی.نظامی.بوفای تو که گر خشت زنند از گل من
همچنان در دل من مهر و وفای تو بود.سعدی ( بدایع ).- خشت در دریا زدن؛ کار بیحاصل کردن،کار بی فایده کردن:
نیکخواهانم نصیحت می کنند
خشت در دریا زدن بی حاصل است.
|| خشت انداختن. خشت ( اسلحه ای است ) بطرف زدن.

فرهنگ فارسی

پاره گل در قالب خشت زنی قرار دادن و آنرا بشکل قالب در آوردن و در آفتاب گذاردن تا خشک شود و برای ساختن بنا بکار آید خشت ساختن.

جمله سازی با خشت زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر آب دیده کنم، طعنه های سخت مزن که همچو خشت زدن در میانه آب ست

💡 در عشق تو بر دل رقم صبر کشیدن چون خشت زدن بر زبر آب روانست

متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
جل جلاله یعنی چه؟
جل جلاله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز