خشبی
مترادفها
چوبی
لغت نامه دهخدا
خشبی. [ خ َ ش َبی ی ] ( اِخ ) نام جایگاهی است در سه منزلی فسطاط در آنجا یک کاروانسرای یافت می شود و ابتدای حضر است از ناحیه مصر و انتهای آن از شام. ( از معجم البلدان ).
خشبی. [ خ َ ش َ بی ی ] ( ص نسبی ) منسوب است به خشبیه که طایفه ای از روافض اند وبه هر یک از آنان خشبی گویند. ( از انساب سمعانی ).
خشبی. [ خ َ ش َ بی ی ] ( ص نسبی ) منسوب است به خشبه که موضعی است در افریقا. ( از انساب سمعانی ).
فرهنگ فارسی
منسوب است به خشبه که موضعی است در افریقا.
جمله سازی با خشبی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مصرف جهانی گل و گیاهان زینتی، حتی بدون احتساب بوتههای خشبی و نیمه خشبی برای باغ و فضای سبز، بالغ بر ۱۵۰ میلیارد یورو در سال برآورد میشود. اهمیت تجاری گیاهان زینتی در دهههای اخیر بهطور چشمگیری افزایش یافته و این امر منجر به افزایش قابلتوجه پژوهشهای انجامشده بر روی گل و گیاهان زینتی در سراسر جهان شده است.
💡 یکی از صفات بارز و برجسته گاومیش تغذیه آن از علوفه خشبی و به مقدار زیاد است و از این نظر بر گاو برتری دارد زیرا اولاً دستگاه گوارشی گاومیش از گاو حجیمتر و ثانیاً چین خوردگیهای آن بیشتر است. ثالثاً میکروارگانیسمهای شکمبه گاومیش از لحاظ تعداد و تنوع از گاو گستردهترند.
💡 گر آنکه پیش همه نقش ملک چین گلهاست گل جهان خشبی پیش لمعه ات انگار
💡 در دل قیصر بیم و فزع افتاده بود تا بیارند به غزنین سر او بر خشبی
💡 این گیاه بنیان چوبی و خشبی صخرهروی دارد و بومی ایران، آسیای میانه و آناتولی است.