خرور

لغت نامه دهخدا

خرور. [ خ ُ ] ( ع مص ) افتادن. || از بالا بپایین افتادن. || شکافتن چیزی. || هجوم آوردن بر کسی از جایی که معلوم نباشد. || مردن. || آواز کردن گربه و ببر و پلنگ. ( منتهی الارب )( از لسان العرب ) ( از تاج العروس ). خرخر کردن. || آواز کردن در خواب. ( از آنندراج ). خرخر کردن. آواز کردن، آن آوازی که از خیشوم بوقت خواب برآید. || بانگ کردن آب. ( تاج المصادر بیهقی ).
خرور. [ خ َ ] ( ع ص، اِ ) زن که فرجش بسیار آبناک باشد. ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( منتهی الارب ).
خرور. [ خ َرْ وَ ] ( ص مرکب )راننده خر. برنده خر. خرکچی. خربنده:
سواری تو و ما همه بر خریم
هم از خروران در هنر کمتریم.فردوسی.
خرور. [ خ َ ] ( اِخ ) نام یکی از وادیهای خوارزم است در نواحی ساوکان. ( از معجم البلدان ).

فرهنگ عمید

= خرکچی

فرهنگ فارسی

( اسم ) راننده و برند. خر خربنده خرکچی.
نام یکی از وادیهای خوارزم است در نواحی ساوکان.

جمله سازی با خرور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مراد از (دابه الارض ) - به طورى كه در روايت آمده - حشره معروف به موريانهاست، كه چوبها و پارچه ها را مى خورد، و مراد از (منساه ) عصا است، و اينكه فرموده:(فلما خر تبينت الجن ان لو كانوا يعلمون الغيب ما لبثوا فى العذاب المهين ) كلمه(خر) از خرور است، كه به معناى به خاك افتادن است.

💡 (و يخرون للاذقان يبكون و يزيدهم خشوعا) - قبلا خرور براى سجده را كه معناىخشوع را مى رساند فرموده بود، در اين جمله مجددا آن را به اضافه گريه آورده تامعناى خضوع را افاده كند، زيرا (خرور) به تنهايىتذلل و اظهار حقارت با جوارح بدنى است و (خشوع )تذلل واظهار مذلت با قلب است، پس خلاصه آيه چنين مى شود كه: ايشان براى خداخضوع و خشوع مى كنند.

💡 سواری تو و ما همه بر خریم هم از خروران در هنر کمتریم

پوسی یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز